اون روی داعشیمو بالا نیار

این روزها یا بهتره گفت این سال ها که نفرت از داعش در جهان و از اسلام در غرب به اوج رسیده، و اگر جامعه کامنت گذاران سایت تابناک که پربازدیدترین سایت خبری ایران است درباره داعش رو نظر کل مردم ایران بدونیم، باید گفت ما هم در نحوه کشتن آدمها یک روی داعشی داریم و یک پا داعشیم. قسمت زشت ماجرا:
یکی از دلایل نفرت از داعش نحوه اعدام کردن انسان هاست. مردم این کار رو شدیدا تقبیح میکنند ولی علاقه دارند وقتی یک داعشی رو گرفتند همین بلا رو سرش بیارند خصوصا جعفر جلاد.

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٥/٥/۱٠

به هر چیزی در اینترنت اعتماد نکنیم

من یک پست درباره فراموش کردن نرم افزار Folder Lock Professional نوشتم و توضیح دادم که چطور فایلهاتون رو برگردونید و چون توی سرچ گوگل جز نتایج اوله، یکی اومده و نظر گذاشته که اگه به این مشکل برخوردین به ایمیل من پیام بدین.

مشکل فراموشی نرم افزار folder lock professional مشکل خطای رمز نرم افزار folder lock professional مشکل پسورد نرم افزار folder lock professional راه حل شما در درستان ماست ، به راحتی هرگونه مشکلی در رابطه با این نرم افزار رو دارید به ما مراجعه فرماید بازیابی تمامی اطلاعات شما بدون هیچ گونه کمبودی ، توسط خود شما فقط در عرض چند دقیقه ایمیل ما :{حذف کردم} ایمیل ما :{حذف کردم}

خیلی دوست دارم اگه واقعیه ایمیلشو بذارم اما این ریسک وجود داره که سواستفاده بشه در نتیجه ایمیلشو پیامشو که توی نظرات داده بود حذف کردم.

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٥/٥/۱٠

زبانه 110 میلیارد تومانی

واقعا مسخره ست، پول بی زبون رو از سر سفرمون، از توی جیبمون بر میدارند تا با همون پول محدودتر بشیم، در عوضش چی گیرمون میاد؟ یک تب (زبانه) باز شده به صفحه اصلی فیلترینگ به ارزش 110 میلیارد تومن.
نتیجه؟ با پول من،دسترسی من به اطلاعات مورد نیاز من، قطع شده.

حالا من نه به فایل صوتی متن دسترسی دارم و نه به نظرات دیگر کاربران.

متشکرم دلواپس

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱۱/٢٧

معرفی کتاب

اون قدیما که هنوز اینترنت رو با یاهو میشناختیم و پای نرم افزارهای عزیز و دوست داشتنی اجتماعی به زندگیمون باز نشده بود و یاهو مسنجر حکم می راند، با یکی چت میکردم، درباره همه چی حرف میزدیم که پای مطالعه اومد وسط و پیشنهاد خوندن کتاب بیگانه آلبر کامو رو داد، منم دانلود کردم و خوندمش.

امروز به ویکیپدیا- که قربونش بریم- سر زدم و دیدم از کامو مطلب زده. این شد بهانه ای واسه دانلود مجدد کتاب بیگانه و مطالعه دوباره ش. خوندن این کتاب شدیدا پیشنهاد میشه.

نکته: طرح جلد کتاب واسه جلال آل احمد ولی متن کتاب تایپ شده ست(تایپیستش معلوم نیست کیه) و اسکن شده نیست.

سلامی هم بکنیم به اونی که تایپش کرده، امیدوارم نسخه اصلی باشه. سلام ممیزی کُش

از اینجا دانلود کنید

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/۱۱/٧

هر سیاهی پارسی کولا نیست

 

 

هوش مصنوعی چیست؟ هوش مصنوعی نوعی تکنولوژیه که هر "کون"ی رو با کون آدم اشتباه میگیره، حالا اون کون، جرئی از یک کلمه باشه مثل دره سیلیکون یا خودش یک کلمه مجرد باشه مثل کون به معنای مکان یا یک اسم باشه مثل دکون(مغازه).
اگه این مطلب رو از زومیت درباره هوش مصنوعی بخونید متوجه چند نکته جالب میشید:
1- اطلاعاتتون درباره هوش مصنوعی بالا میره
2- با توجه به عکس بالا میفهمید که هنوز زوده که از هوش مصنوعی از نوع هالیودی بترسیم، چرا؟ چونکه عکس نشون داده هوش مصنوعی چقدر کودنه، البته فعلا.
3- مطلب درباره هوش مصنوعیه، اما اینجا، توی نظرات، هوش مصنوعی اصطلاحا ریده با ساسنور کلمه سیلیکون
4- سانسور احمقانه نظرات بوسیله ماژول نظرات که از هوش مصنوعی استفاده کرده، برای فیلتر کردن خودکار الفاظی که سایت میگیه اینا رو نباید خواننده های من به زبون بیارن چون من تشخیص میدم حرفای جالبی نیستن.
5- یاد تبلیغ پارسی کولا افتادم، هر سیاهی پارسی کولا نیست، هر کونی هم کون نیست.

6- سانسور احمقانه همه زندگی ما رو در بر گرفته

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۱٠/٤

پیشنهاد دیدن یک مستند جذاب، زندگی در کسوف

 خیلی خلاصه و جمُ جور، مستند زندگی در کسوف رو هیچ دهلرانی نباید از دست بده، چرا؟ چون که درباره غار خفاشه.

میگن آدم نصف عمرش خوابه، اگه این مستند رو نبینین یعنی اون نصفه ش هم بر باد رفته.

در ادامه عکسی از نمای سه بعدی غار رو مشاهده میکنید.

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٩/٢٦

هستر پرین

اگر لیلی و شیرین رو میشناسید هستر پرین رو هم باید بشناسید. معروفترین شخصیت زن داستانی ادبیات آمریکا.

لازم به ذکره بگم اگه شما جز دلواپسا هستید و آمریکا ستیز، این خانم متعلق به سال 1600 میلادی و کاری با پرونده هسته ای و برجام نداره.

من خلاصه ای از کتاب رو هدیه گرفتم و ترجمه اون رو اینجا قرار میدم. احتمالا هر هفته یک فصل و نهایتا تبدیلش میکنم به یک کتاب.

استفاده از این مطلب به هر نحوی کاملا آزاد است بشرطی که در مالکیت عموم باشه یعنی شما حق مالکیت شخصی بر این ترجمه ندارید.

عکس جلد و توضیحات کتاب در ادامه

 

 

فصل اول

توضیحات اولیه

در متن اصلی A که ابتدای کلمه Adulteress به معنای زناکار استفاده شده است و در این کتاب حرف 'ز' به معنای زناکار جایگزین شده است. حرف A که قرمز مایل به زرد رنگ بود را بر روی لباس افرادی که انحراف اخلاقی داشتند قرار می‌دادند تا به نوعی لکه ننگی باشد. بعدها حرف A بخاطر رنگ قرمزش تبدیل به اصطلاح scarlet letter ( به معنای حرف سرخ مایل به زرد) شد و مفهوم داغ ننگ را می‌رساند.
در متن اصلی اصطلاح scarlet letter -که به رنگ قرمز حرف A روی لباس شخص اشاره داشت- به کار برده شده است و معادل آن در ترجمه سرخینه استفاده شده است.
در فرهنگ قدیم ایران نیز برای اینکه به شخصی لکه ننگ را نسبت دهند دستار را از سر وی بر می‌داشتند."

در سال 1600، بوستون واقع در ایالت ماساچوست شهری کوچک بود. بیرون شهر، ساختمانی کِدِر و کوچک قرار داشت. این ساختمان، زندان شهر بود. صبح یکی از روزهای ماه ژوئن، جمعیت زیادی از مردم بیرون زندان با لباس‌هایی تیره بر تن منتظر بودند.
"هستر پرین شیطان‌زاده‌ست" این صدای یک زن زشت‌رو در بین جمعیت بود.
مردی با کلاه بلند خاکستری گفت "راست میگه، چرا با آتیش مجازاتش نمیکنند؟! "
یکی دیگر می‌خواست بداند "چرا اعدامش نمی‌کنند؟"
کسی از جلوی جمعیت داد زد "ساکت، دارن در زندون رو باز می‌کنن"
 جمعیت ساکت شد. در باز شد و مردی کوتاه قد با لباسی سیاه آمد. پشت سرش زنی او را دنبال می‌کرد. زنی بلند قد با صورتی زیبا و قوی، چشمانی بزرگ و سیاه که موهای سیاهش در خورشید می‌درخشید.
بچه‌ای در بغل داشت و حرف 'ز'  قرمز رنگِ بزرگی روی لباسش بود.
 از بین جمعیت زنی خشمگین فریاد زد "نگاه‌ش کن، جنده‌ها که این تیپی لباس نمی‌پوشند؟! "
"این که نشد مجازات" مردی که کلاه خاکستریِ بلندی بر سر داشت ادامه داد "آقای فراماندار خیلی دل‌نازک تشریف دارن".
مردی کوتاه قد با لباس سیاه نعره‌زنان به جمعیت گفت "این زن مجازات خواهد شد، 4 ساعت در میدان شهر خواهد ایستاد و همۀ ملت گندی رو که زده می‌بینند."
سپس به طرف زن و بچه برگشت و گفت " بیا هستر پرین بیا، بیا و حرف سرخینه رو به همه نشون بده"
مرد کوتاه قد به راه افتاد و هستر پرین او را در بین جمعیت، به طرف جاده منتهی به مرکز شهر دنبال کرد.
  او به آرامی راه می‌رفت و سرش را بالا گرفته بود. در میدان شهر، جلوی کلیسای قدیمی بوستون، روی سکویی بلند با بچه‌ای در بغل ایستاد.
مردم شهر او را تا میدان دنبال کردند. آنها می‌خواستند این زن گناه‌کار را ببینند که شوهرِ نکرده، بچه‌ای دارد.
عده‌ای ساکت نظاره‌اش می‌کردند، بقیه خشمگین، بر سرش فریاد می‌کشیدند. هستر کودکش را به سینه‌اش چسباند و به فکر خانه‌اش در Old England (انگلستان) افتاد.
مادر و پدرش را به‌خاطر آورد، و مردی دیگر را... مردی نحیف با سیمایی خسته و فرتوت. این مرد شوهرش بود. مرد، او را به اروپا آورده بود، به آمستردام. آن مرد هستر را، پیش از خودش، به New England  (آمریکا) فرستاد برای شروع یک زندگی بهتر. هستر به شهر کوچک بوستون رسید و منتظر شوهر ماند، شوهری که آمدنی در کارش نبود.
حالا اما، بعد از دو سال روی سکویی در وسط شهر و با حرفی سرخ بر سینه‌اش (منظور ننگی که داغدارش بود.) و بچه‌ای در بغلش ایستاده بود. دو هزار جفت چشم او را نگاه می‌کردند، چشمانی لبریز از نفرت.
 ناگهان شخصی ورای همهمة جمعیت به حرف آمد "هستر پرین گوشِت با من باشه". هستر سرش را بالا گرفت. خانه‌ای بلند در نزدیک سکو وجود داشت. جان ویلسون، پیرترین کشیش شهر بوستون در بالای بالکون آن خانه ایستاده بود. او نگاهی سرد و بی‌روح به هستر انداخت و گفت" هستر پرین کشیشت می‌خواهد با تو صحبت کند. به او گوش کن، لطفا"
مردم در میدان و هستر به مرد جوانی که کنار ویلسون ایستاده بود نگاه کردند. او آرتور دآیْ ‌مِزدل بود. یکی از جوان‌ترین کشیش‌های شهر. دقیقه‌ای به هستر چشم دوخت و با چشمانی غمناک شروع به سخن کرد.
"هستر پرین. بایستی نام پدر این طفل رو به ما بگی، در منظر خدا کمکت می‌کنه. لطفا بگو"
" نخواهم گفت" هستر جواب داد.
ویلسون نعره کشید "خیره‌سر، به این مرد جوان گوش کن. نام پدر بچه رو بگو. بگو که پشیمونی. شاید ما هم سرخینه رو از سینه‌ات برداشتیم."
هستر فریاد زد "هرگز" سپس دوباره به طرف کشیش جوان برگشت و در چشمانش خیره شد." سرخینه فقط بر روی سینه‌ام نیست. شما اونو در قلبم حک کردید".
 یکی از بین جمعیت فریاد زد "حرفی بزن و طفلت رو پدر دار کن."
هستر گفت "من حرفی نمی‌زنم. بچۀ من پدری داره که اونم تو بهشته. او هرگز در این دنیا بابایی نداشته."
به مدت چهار ساعت بر روی سکوی میدان شهر ایستاد. کشیش پیر بر سرش فریاد می‌کشید اما هستر به او گوش نمیداد. جمعیت را نگاه می‌کرد. او نمی‌توانست رو از صورت‌های خشمگین جمعیت برگرداند.
ته جمعیت، پیرمردی را دید، او صورتی خسته و مکار داشت. داشت با لبخندی مرموز هستر را نگاه می‌کرد.
هستر با خودش فکر کرد "این غیر ممکنه."
بچه در بغلش شروع به گریه کردن کرد.


  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/٦/۳٠

بازیابی فایلهای قفل شده با نرم افزار Folder Lock Professiona

وقتی بوسیله نرم افزار Folder Lock Professional به درایو یا پوشه ای پسورد اختصاص میدید ولی رمز رو فراموش میکنید باید کاری رو انجام بدید که در زیر توضیح داده شده است.

ابتدا مقداری توضیح:

شما باید نرم افزار WinRAR رو بر روی کامپیوتر خود نصب کنید.

من فایلهای درون پوشه New Folder (2) رو قفل کردم اما الان به فایلهام دسترسی ندارم.

پوشه New Folder (2)درون درایوی هست که اطراف اون رو با کادر قرمز مشخص کردم.

وقتی وارد درایو میشم پوشه هست ولی فایلها قابل دسترسی نیستند

برای دستیابی به داده های خود مراحل زیر را طی کنید:

مرحله اول:

در این مرحله باید مخفی سازی فایلهای سیستمی رو غیرفعال کنم تا فایلهای سیستمی قابل مشاهده بشن.  مانند تصویر

بعد از اینکار میتونید آیکونی شبیه به تصویر زیر مشاهده خواهید کرد که بر روی اون کلیک راست میکنید و add to archive رو کلیک میکنید تا نرم افزار winRAR باز بشه.

در پنجره برنامه winRAR دکمه Browse بر کلیک کنید تا محلی بر ذخیره فایل آرشیو انتخاب کنید، بعد از انتخاب محل ذخیره فایل، در قسمت Archive format گزینه RAR رو انتخاب کنید که سرعت آرشیو بسیار بالایی داره و گزینه Copressing method را بر روی Store قرار دهید.

(در تصویر من ZIP رو انتخاب کردم که فاجعه بار بود و زمانی زیادی منتظر بودم تا داده ها آرشیو شدند، فایلهای من 150 گیگ بود.)

نهایتا ok را بفشارید و بسته با حجم فایلهاتون باید صبر کنید. هنگامی که عملیات آرشیو تمام شد، فایلی فشرده ای رو مشاهده میکنید که اگر وارد این فایل شوید چیزی شبیه تصویر زیر را میتوانید مشاهده کنید.

با دابل کلیک وارد این فایل (که درون فایل آرشیو قرار داد) شوید و روی پوشه ای که در آن است راست کلیک کنید. و گزینه ی Exteract to the specified folder انتخاب شود. (تصویر زیر) حال محل جدیدی برای استخراج شدن فایلها انتخاب کنید و فایلهاتون رو در آغوش بگیرید.

  
نویسنده : عارف رضایی ; ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٥/۳

← صفحه بعد